
به گزارش پایگاه خبری گیلان 724 به نقل از انتخاب ، فارن پالیسی در مطلبی به قلم فرید زکریا نوشت: اگر این روزها به حرف بعضیها گوش کنید، به نظر میرسد واشنگتن باید از همین حالا تدارک برگزاری رژههای پیروزی را ببیند. اسکات جنینگز، تحلیلگر سیانان، میگوید: «ما پیروز شدیم. ایران شکست خورد. تمام.» هیو هویت نیز با او موافق است و صفحه سرمقاله والاستریت ژورنال هم بر این باور است که ورق در حال برگشتن است. همه آنها هم تا حدی حق دارند. ارتش آمریکا موفق شده است جریان انتقال نفت متحدان آمریکا در خلیج فارس از تنگه هرمز را برقرار نگه دارد، در حالی که صادرات ایران را بهشدت محدود میکند. این نمایش چشمگیری از نبوغ نظامی است؛ اما به معنای موفقیتآمیز بودن جنگ نیست.
در ادامه این مطلب آمده است: به یاد بیاورید که ماجرا چگونه به اینجا رسید. در ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا و اسرائیل تأسیسات هستهای ایران را بهشدت بمباران کردند و ترامپ اعلام کرد که برنامه هستهای ایران «بهکلی نابود شده است». هشت ماه بعد، در فوریه، آنها بار دیگر وارد جنگ شدند؛ این بار با اهدافی بسیار بلندپروازانهتر. آنها به رهبران ایران حمله کردند و رهبر عالی کشور و شمار زیادی از مقامهای ارشد را کشتند.
ترامپ از ایرانیان خواست حکومت خود را سرنگون کنند. هدف روشن بود: تغییر رژیم.
اما جمهوری اسلامی دوام آورد، صفوف خود را منسجم کرد، رهبر عالی جدیدی برگزید و سلاحی را به کار گرفت که مدتها تهدید کرده بود از آن استفاده خواهد کرد: بستن تنگه هرمز؛ گذرگاهی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند.
اکنون، پس از بیش از هفت ماه جنگ، آمریکا درگیر عملیات گستردهای است تا ایران را وادار کند به مسدود کردن آبراهی پایان دهد که پیش از آغاز جنگ باز بود. واشنگتن این عملیات را برای بازگرداندن وضعیت به شرایط پیش از جنگ به راه انداخته است؛ اما پیشرفت در این مسیر را «پیروزی» مینامد.
برای درک هزینه بازگشت به همان نقطهای که پیش از جنگ در آن قرار داشتیم، کافی است به این ارقام توجه کنیم. بر اساس اعلام پنتاگون، هزینه جنگ به ۴۵ میلیارد دلار رسیده است و دفتر بودجه کنگره برآورد میکند که حتی ادامه درگیری با شدت پایین نیز ماهانه ۲ میلیارد دلار دیگر هزینه خواهد داشت.
دستکم ۱۹ نظامی آمریکایی کشته شدهاند. آمریکا احتمالاً بین نیمی تا دوسوم از ذخایر برخی از موشکهای رهگیر پیشرفته خود را مصرف کرده است. جایگزینی این تسلیحات ممکن است بیش از پنج سال طول بکشد؛ تسلیحاتی که آمریکا در برابر چین نیز به آنها نیاز خواهد داشت. تا پایان ژوئن، دستکم شش ناو جنگی آمریکا از اقیانوس آرام به خاورمیانه منتقل شده بودند.
از زمان آغاز جنگ، میانگین قیمت نفت خام برنت حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه بوده است؛ رقمی که تقریباً ۴۰ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ است. مارک زندی، اقتصاددان ارشد مؤسسه مودیز آنالیتیکس، برآورد کرده است که تا ماه ژوئیه، هزینه جنگ برای هر خانوار آمریکایی، از طریق افزایش قیمتها، پرداخت بهره و هزینههای نظامی، بیش از ۱۲۰۰ دلار بوده است.
آمریکاییها تنها بابت بنزین و گازوئیل حدود ۱۳۰ میلیارد دلار بیشتر پرداخت کردهاند. افزایش قیمت گازوئیل، هزینه حملونقل جادهای، کشاورزی و مواد غذایی را بالا برده است. خانوارهایی که خانههای خود را با نفت گرم میکنند، ممکن است در زمستان پیش رو با قبضهایی مواجه شوند که ۵۰ درصد بیشتر از قبل است.
آمریکا در دستیابی به اهداف خود شکست خورده
خسارات واردشده به کشورهای دیگر نیز سرسامآور است. اعتماد کشورهای خلیج فارس به واشنگتن بهشدت فروپاشیده است. افزون بر این، این کشورها با افزایش سرسامآور هزینههای حملونقل دریایی و سقوط صنعت گردشگری روبهرو هستند. نرخ اشغال هتلها در دبی از نزدیک به ۸۵ درصد در فوریه به ۲۳ درصد در مارس سقوط کرد.
دولتها ناچارند میلیاردها دلار برای بازسازی زیرساختها و ایجاد مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز هزینه کنند. کشورهای واردکننده انرژی ــ یعنی بخش عمده کشورهای جهان ــ نیز برای پرداخت هزینههای خود با مشکل مواجه شدهاند.
یکی از کارشناسان گفت: «نمیتوان انکار کرد که آمریکا در دستیابی به اهداف راهبردی اصلی خود شکست خورده است.»
در ادامه این گزارش آمده است : ایران تاکنون تسلیم نشده است و دلایلی وجود دارد که نشان میدهد بمبارانهای بیشتر نیز لزوماً این واقعیت را تغییر نخواهند داد.
مشکل اساسی رویکرد ترامپ این است که او نمیتواند تصمیم بگیرد دقیقاً چه میخواهد: تغییر سیاستهای ایران یا تغییر حکومت این کشور؟
دولت ترامپ باید تصمیم بگیرد که دقیقاً چه هدفی را دنبال میکند.
اگر هدف، تغییر سیاستهای ایران است ــ از جمله بازگشایی تنگه هرمز، محدود کردن برنامه هستهای ایران و مهار اقدامات تهاجمی منطقهای این کشور ــ واشنگتن باید شرایطی دستیافتنی و روشن تعریف کند و با اعمال فشار، ایران را به پذیرش آنها وادار سازد.
اما اگر هدف، تغییر رژیم است، باید خود را برای نبردی خونین آماده کند؛ نبردی که احتمالاً دامنه درگیریها را به کشورهای بیشتری در منطقه گسترش خواهد داد.
تا زمانی که واشنگتن این تناقض را حل نکند، آمریکا همچنان در باتلاقی به نام ایران و حتی در خاورمیانه گرفتار خواهد ماند.
درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید.



