
سندانهای خاموش ماسوله؛ ضرورت احیای میراث کهن آهنگری در آستانه ثبت جهانی
مجتبی چرمچیان پژوهشگر دکترای باستانشناسی در یادداشتی نوشت: ماسوله در ذهن بسیاری از گردشگران بامعماری پلکانی، بامهایی که حیاط خانههای بالادستاند و فضای منحصربهفرد بازارش شناخته میشود؛ با این حال، در لایههای عمیقتر تاریخ این شهر، صنعتی ریشهدار و اثرگذار نیز جریان داشته است: آهنگری. شواهد متعدد باستانشناختی، از جمله بررسیهای میدانی و کاوشهای انجامشده در محوطههایی مانند کهنه ماسوله و خانباجیسرا، در کنار روایتهای منابع مکتوب سدههای اخیر، نشان میدهد که این منطقه دستکم از قرن هفتم هجری به یکی از مراکز مهم استخراج و فرآوری سنگآهن در شمال ایران بدل شده بود.
وجود ذخایر سنگآهن با خلوص بالا ـ که در برخی موارد تا حدود ۹۸ درصد گزارش شده ـ زمینه شکلگیری زنجیرهای از فعالیتهای فلزگری را فراهم میکرد. در این فرآیند، سنگآهن استخراجشده ابتدا در کورههای سنتی به آهن اسفنجی تبدیل میشد و سپس در کارگاههای آهنگری به انواع ابزارها و دستساختههای فلزی بدل میشد. این تولیدات طیفی گسترده از ابزارهای کشاورزی و معیشتی تا برخی جنگافزارها مانند تفنگ، تپانچه و حتی گلولههای توپ را دربر میگرفت.
رونق این صنعت تنها به تولید محدود نبود. قرارگیری ماسوله در مسیر یکی از شاهراههای مهم ارتباطی شمالغرب ایران ـ مسیری که گیلان را به زنجان و آذربایجان متصل میکرد ـ سبب شده بود محصولات آهنی این شهر به مناطق دوردست نیز صادر شود و شبکهای پویا از مبادلات اقتصادی در منطقه شکل گیرد. به این ترتیب، آهنگری نهتنها بخشی از هویت فنی و فرهنگی ماسوله، بلکه یکی از پایههای اقتصاد محلی آن محسوب میشد.
با این حال، از اوایل دوران پهلوی اول روند افول این صنعت آغاز شد. گسترش صنعت در شهرهای بزرگ، تخریب یا تعطیلی برخی از معادن اصلی استخراج سنگآهن در منطقه، واردات شمش آهن از کشورهایی مانند اتحاد جماهیر شوروی و در ادامه ورود گسترده محصولات فلزی آماده از بازارهای خارجی، به تدریج چرخه تولید سنتی ماسوله را از رونق انداخت. این روند در دهههای اخیر به نقطهای رسیده است که امروز تقریباً هیچ تولید قابل توجهی در این حوزه در ماسوله صورت نمیگیرد و بسیاری از کارگاههای قدیمی در مجاورت شرقی راسته بازار برای همیشه خاموش شدهاند.
در سالهای گذشته تلاشهایی برای یادآوری و بازنمایی این میراث صنعتی صورت گرفته است. از جمله میتوان به راهاندازی یک کارگاه آهنگری کوچک در ماسوله و بازسازی نمونهای از کورههای تولید آهن اسفنجی اشاره کرد؛ اقداماتی که با حمایت اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان گیلان و پیگیری پایگاه میراث فرهنگی شهر تاریخی ماسوله و جمعی از پژوهشگران انجام شده است. با این حال، چنین اقدامات محدودی برای احیای یک سنت صنعتی چندصدساله کافی به نظر نمیرسد.
احیای آهنگری سنتی ماسوله نیازمند برنامهریزی منسجم، تخصیص منابع مالی مناسب و حمایت جدی نهادهای مسئول در سطح ملی و استانی است. یکی از مهمترین گامها در این مسیر، تشویق و حمایت از معدود استادکاران باقیماندهای است که هنوز با فنون آهنگری سنتی آشنایی دارند. بازفعالسازی بخشی از کارگاههای تاریخی در محدوده بازار ماسوله میتواند هم زمینه انتقال دانش این حرفه به نسل جدید را فراهم کند و هم به حفظ یک میراث صنعتی ارزشمند یاری رساند.
این موضوع از منظر دیگری نیز اهمیت دارد. در شرایطی که پرونده ماسوله برای ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو در دست بررسی است، توجه به عناصر هویتی و سنتهای تولیدی مرتبط با این شهر اهمیت دوچندان مییابد. احیای آهنگری سنتی به عنوان یکی از مؤلفههای جداییناپذیر هویت فرهنگی ماسوله، میتواند به تقویت ارزشهای فرهنگی این شهر در سطح ملی و جهانی کمک کند.
افزون بر این، باززندهسازی این صنعت در ماسوله میتواند الگویی برای احیای سنتهای مشابه در دیگر مناطق استان گیلان باشد؛ مناطقی مانند سراوان، شفت، آسیابر، آهندان لاهیجان و آهینپوچان چابکسر که هر یک پیشینهای چندصدساله در فلزگری و آهنگری داشتهاند. پیوند دادن این میراث صنعتی با گردشگری فرهنگی نیز میتواند افقهای تازهای برای توسعه پایدار در این مناطق بگشاید.
انتهای پیام/



