اخبار گردشگری

راهنمایان گردشگری؛ سرمایه‌های راهبردی زنجیره ارزش گردشگری

روزبه آلیانی، رئیس دفتر بررسی و همکاری اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان گیلان در یادداشتی نوشت: تحلیل جایگاه راهنمایان گردشگری از منظر سیاست‌گذاری عمومی نشان می‌دهد که شکنندگی معیشتی و عدم امنیت شغلی این سفیران هویت تمدنی، مستقیماً رقابت‌پذیری مقصد را در بازارهای بین‌المللی نشانه رفته است؛ امری که ضرورت گذار از نگاه رفاهی صِرف به سمت سرمایه‌گذاری راهبردی از طریق تدوین بسته‌های حمایتی، تسهیلات ساختاری و پوشش‌های بیمه‌ای کارآمد را توسط نهادهای متولی دوچندان می‌سازد.
راهنمایان گردشگری به‌عنوان یکی از ارکان بنیادین زنجیره ارزش صنعت گردشگری، نقشی فراتر از همراهی مسافران و اجرای برنامه‌های سفر بر عهده دارند. آنان در حقیقت واسطه‌های انتقال سرمایه فرهنگی، حافظه تاریخی، هویت تمدنی و روایت اصیل ایران به مخاطبان داخلی و خارجی هستند. کیفیت عملکرد این گروه تخصصی، تأثیری مستقیم بر ادراک گردشگر، سطح رضایتمندی، کیفیت تجربه سفر و تصویری دارد که از مقصد در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد.
در سال‌های اخیر، راهنمایان گردشگری بیش از بسیاری از بخش‌های دیگر این صنعت، در معرض ریسک‌های سیستمیک و شوک‌های برون‌زا قرار گرفته‌اند. از همه‌گیری کرونا و رکود فراگیر در اکوسیستم گردشگری گرفته تا تنش‌های منطقه‌ای، ناپایداری‌های ژئوپلیتیک، افت تقاضا، تورم فزاینده و نوسانات اقتصاد کلان، همگی بستر فعالیت این قشر را با اختلال‌های جدی مواجه ساخته و امنیت شغلی و معیشتی آنان را به‌شدت تضعیف کرده است.
در پارادایم نوین گردشگری که بر بنیان اقتصاد تجربه استوار است، راهنمایان صرفاً انتقال‌دهنده اطلاعات نیستند، بلکه به‌مثابه مهندسان تجربه عمل می‌کنند؛ افرادی که با دانش، مهارت تفسیری، قدرت روایت‌گری و توانایی مدیریت ارتباط، تجربه‌ای معنادار، عمیق و ماندگار برای گردشگر خلق می‌کنند. از این منظر، تضعیف جایگاه راهنمایان، به معنای تنزل محصول گردشگری از یک تجربه کیفی و چندلایه به مواجهه‌ای سطحی و کم‌اثر است؛ رخدادی که در میان‌مدت، قدرت رقابت‌پذیری مقصد را در بازارهای ملی و بین‌المللی کاهش می‌دهد.
از منظر مدیریت منابع انسانی، راهنمایان گردشگری در زمره نیروهای دانشی و مهارت‌محور قرار می‌گیرند؛ سرمایه اصلی آنان نه ابزار فیزیکی، بلکه دانش تخصصی، تسلط بر میراث فرهنگی، مهارت‌های ارتباطی، توان تفسیر مقصد و قابلیت مدیریت تجربه مشتری است. از دست رفتن این نیروها، صرفاً یک جابه‌جایی شغلی ساده نیست، بلکه مصداق آشکار فرسایش سرمایه انسانی در یکی از حساس‌ترین حلقه‌های صنعت گردشگری به شمار می‌رود.
 فقدان درآمد پایدار، ضعف در پوشش‌های بیمه‌ای، ناپایداری فرصت‌های شغلی و شکنندگی بازار کار، موجب کاهش تاب‌آوری حرفه‌ای در میان راهنمایان شده است. در نتیجه، شمار قابل توجهی از فعالان این عرصه ناگزیر شده‌اند حرفه‌ خود را ترک کنند که برای ورود و تثبیت در آن، سال‌ها آموزش، تجربه و سرمایه‌گذاری فردی صرف کرده‌اند. این مهاجرت حرفه‌ای، زیانی انباشته برای نظام گردشگری کشور محسوب می‌شود.
در چارچوب مدیریت استراتژیک برند مقصد، راهنمایان گردشگری از مهم‌ترین نقاط تماس میان برند ملی و مخاطب جهانی هستند. آنان نخستین و ماندگارترین لایه مواجهه گردشگر با فرهنگ، تاریخ، آداب، روایت‌ها و حتی خلق‌وخوی اجتماعی یک کشور را شکل می‌دهند. تضعیف این قشر، فرآیند برندینگ مقصد را با شکاف کیفیت مواجه می‌سازد و می‌تواند تصویر برند ایران را در اذهان گردشگران ورودی مخدوش، ناپایدار یا کم‌اثر کند.
از سوی دیگر، خروج نیروهای باتجربه از این حرفه، به آنتروپی تدریجی در ساختار دانشی بخش گردشگری می‌انجامد؛ زیرا انتقال دانش بین‌نسلی، انباشت تجربه میدانی و بازتولید مهارت‌های حرفه‌ای در چنین شرایطی مختل می‌شود. هر اندازه این گسست عمیق‌تر شود، بازسازی بدنه تخصصی راهنمایان در آینده دشوارتر، زمان‌برتر و پرهزینه‌تر خواهد بود.
از منظر سیاست‌گذاری عمومی، استمرار این وضعیت می‌تواند پیامدهایی فراتر از معیشت یک صنف به همراه داشته باشد. افت کیفیت خدمات راهنمایی، کاهش رضایتمندی گردشگر، تضعیف کیفیت روایت مقصد، کاهش نرخ بازگشت‌پذیری سفر و افت اعتبار حرفه‌ای صنعت، همگی از جمله آثاری هستند که مستقیماً بر شاخص‌های توسعه پایدار گردشگری اثر می‌گذارند. به بیان دیگر، مسئله راهنمایان گردشگری صرفاً یک موضوع صنفی نیست، بلکه یک دغدغه راهبردی در حکمرانی گردشگری کشور است.
در چنین شرایطی، بازنگری در ساختار حکمرانی گردشگری با رویکرد حمایت از اشتغال پایدار، ضرورتی انکارناپذیر است. تدوین بسته‌های سیاستی هدفمند شامل تقویت پوشش بیمه‌ای، ایجاد امنیت شغلی، ارائه تسهیلات مالی، طراحی برنامه‌های حمایتی در دوره‌های رکود، آموزش‌های بازآموزی و ارتقای مهارت، باید در دستور کار نهادهای مسئول قرار گیرد. این اقدامات نه امتیازدهی رفاهی، بلکه سرمایه‌گذاری راهبردی برای حفظ پویایی و تداوم اکوسیستم گردشگری است.
همچنین در منطق مدیریت بحران، ایجاد صندوق‌های تاب‌آوری برای جبران آثار شوک‌های برون‌زا، می‌تواند بخشی از آسیب‌پذیری ساختاری این حرفه را کاهش دهد. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که بدون طراحی سازوکارهای جبرانی و حمایتی، مشاغل وابسته به گردشگری، به‌ویژه حرفه راهنمایی، در برابر بحران‌های بیرونی از کمترین میزان پایداری برخوردارند. 
لذا با توجه به برشمرده های بالا، امروز بیش از هر زمان دیگر، ضرورت دارد حمایت از راهنمایان گردشگری به سیاست‌های اجرایی، برنامه‌های پایدار و تصمیم‌های مؤثر ساختاری تبدیل شود. صیانت از این نیروهای متخصص، در حقیقت صیانت از کیفیت تجربه گردشگری، اعتبار برند ملی و آینده توسعه‌محور این صنعت است.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا