اخبار گردشگری

از اسناد مکتوب تا حافظه زیسته؛ چارچوب‌های روش‌شناختی و راهبردی تاریخ شفاهی

سپیده آشفته‌پور لیلاکوهی، مدیر روابط عمومی، امور فرهنگی و مسئول پروژه تاریخ شفاهی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان گیلان در یادداشتی نوشت: تاریخ‌نگاری سنتی و تکیه افراطی بر آرشیوهای اداری و مکتوبات، همواره روایتی بالا به پایین، تک‌ساحتی و منجمد از رخدادها ترسیم می‌کند که لزوماً با تکثر زیست‌جهان انسانی منطبق نیست. امروزه رویکردهای نوین تفسیر تاریخی و جامعه‌شناسی معرفتی ایجاب می‌کنند که از حصار تنگ نوشتارها و مکاتبات اداری گذر کنیم و سوژه‌مندی تاریخ را احیاء سازیم؛ رویکردی که در آن تاریخ شفاهی نه صرفاً ضمیمه‌ای بر وقایع، بلکه الگویی مستقل برای بازیابی روایت‌های بنیادین و حافظه جمعی  به‌شمار می‌رود.
تفکیک ساختاری تاریخ شفاهی از اتوبیوگرافی و نوستالژی‌گرایی
یکی از بزرگ‌ترین خطراتی که تاریخ شفاهی را تهدید می‌کند، فروکاستن آن به درددل‌های احساسی، خاطره‌ گویی فردی یا مرور حسرت‌بار گذشته است. تاریخ شفاهی یک متدولوژی نظام‌مند دارد که بر پایه گفت‌وگوهای چالشی، پرسشگری نقادانه و سنجش دقیق داده‌ها با واقعیت‌های عینی جامعه شکل می‌گیرد. در این میدان، مصاحبه‌گر یک شنونده خنثی نیست؛ او پژوهشگری است که با شناخت ساختارهای اجتماعی و فرهنگی راوی، مسیر گفت‌وگو را هدایت می‌کند و بدون جهت‌دهی‌های ذهنی، لایه‌های پنهان تصمیم‌ها و انگیزه‌های راوی را آشکار می‌سازد.
کار میدانی در این حوزه، بیش از هر چیز به اخلاق پژوهش گره خورده است. تا زمانی که امنیت روانی راوی تأمین نشود، اعتماد متقابل شکل نگیرد و چارچوب کار شفاف نباشد، به داده‌های عمیقی دست نخواهیم یافت.نشست‌های ثبت تاریخ شفاهی هرگز نباید به بازخواست یا تفتیش تقلیل یابند، بلکه باید فضایی مبتنی بر احترام متقابل، کنش ارتباطی مؤثر و شنیدن بی‌طرفانه افق‌های فکری باشد.
هم‌گرایی رسانه‌ای و گذار از خروجی‌های تک‌بعدی و  خطی به چندرسانه‌ای
محبوس کردن ثمره سال‌ها پژوهش میدانی در مجلدات کاغذی، اتلاف سرمایه‌های دانشی در عصر ارتباطات تصویری است. ساختار نوین این حوزه بر بستر هم‌گرایی رسانه‌ای و قالب‌های چندگانه شکل می‌گیرد؛ بدین معنا که یک مصاحبه عمیق با رعایت استانداردهای فنی تصویربرداری، می‌تواند هم‌زمان به منبع تولید مستندهای روایی، پادکست‌های پژوهشی و گزارش‌های تحلیلی تبدیل شود و گستره نفوذ تاریخ را تا جامعه مدنی بگستراند.
گیلان؛ تلاقی زیست‌بوم طبیعی و خرد بومی
استان گیلان با برخورداری از هم‌پیوندی میان طبیعت، انسان و فرهنگ، یک سند زنده پدیدارشناختی از این تطبیق است. تعدد مناطق جغرافیایی و پیوند سکونتگاه‌های بومی با توپوگرافی ویژه، نوعی خرد بومی، هم‌افزایی جمعی و آگاهی اکولوژیک پدید آورده است؛ مؤلفه‌هایی که بازتاب‌دهنده دانش تاب‌آوری جوامع محلی هستند که در گنجینه حافظه حسی، زبان‌شناختی و کارکردی کهنسالان، کشاورزان، صیادان، صنعتگران و… حیات دارند. تاریخ شفاهی در این اقلیم، نقشی اساسی در بازخوانی سازوکارهای معیشت پایدار و مدیریت منابع در ادوار گذشته ایفا می‌کند.
مستندسازی دانش‌های بومی، معماری اقلیم‌محور و صنایع‌دستی 
در حوزه میراث ملموس و ناملموس گیلان، تاریخ شفاهی پیش‌شرط احیاء و حفاظت اصیل به‌شمار می‌رود. برای مثال در عرصه معماری بومی، ثبت تجربیات استادکاران سنتی در برپایی سازه‌های چوبی که تجلی فناوری بومی، تهویه طبیعی و هم‌خوانی با رطوبت و زلزله‌خیزی منطقه‌ است، صرفاً با تحلیل‌های کالبدی میسر نیست، بلکه نیازمند واکاوی روایت‌های معماران بومی از تکنیک‌ها و دانش تجربی نهفته در این فرم‌هاست. از سوی دیگر، گونه‌های رو به فراموشی صنایع‌دستی از قبیل چموش‌دوزی، نمدمالی، شالبافی، نظام‌های سنتی هم‌یاری مانند یاوری در برنج‌کاری و صیادی پره، حامل الگوهای فرهنگی در معرض خطر انقطاع نسلی هستند؛ انقطاعی که ثبت عمیق تاریخ شفاهی آخرین سپر در برابر فراموشی ساختاری آن است.
در رویکردهای نوین یونسکو و کنوانسیون‌های حفاظت از میراث ناملموس، اصالت و یکپارچگی یک اثر، تنها با ارجاع به ابعاد مادی آن سنجیده نمی‌شود، بلکه پیوستگی روایت انسانی و پویایی حافظه جمعی پیرامون آن تعیین‌کننده است. 
 تاریخ شفاهی این امکان روش‌شناختی را فراهم می‌آورد تا روایت حاملان و پیشکسوتان بومی به‌عنوان سند دست‌اول میدانی استخراج و تبیین شود؛ رویکردی که داده‌های میدانی را به بنیانی استوار برای دیپلماسی فرهنگی و بازتولید گردشگری پایدار و آگاهانه در گیلان تبدیل می‌کند.
تبدیل روایت‌های بومی به  تولیدات مستند خلاق
‌
ظرفیت‌های سمعی و بصری، بستری ایده‌آل برای پیوند تاریخ شفاهی با سینمای مستند است. تجمیع مستندات شفاهی با قاب‌های طبیعی و میراث ملموس و ناملموس گیلان، از معماری روستایی تا آیین‌های فصلی، میراث غذایی و… این امکان را فراهم می‌آورد که روایت‌های خرد بومی به مستندهای انسان‌شناختی و گونه‌شناسی‌های    قوم نگارانه برای شبکه‌های رسانه‌ای و جشنواره‌های تخصصی تبدیل شوند و گردشگری معناگرا و مسئولانه را بارور سازند.
‌
رسالت راهبردی دبیرخانه استانی؛ از گردآوری پراکنده تا نظام دانش میراثی
رسالت مهم ما در مدیریت پروژه تاریخ شفاهی  استان گیلان، سامان‌بخشی به داده‌های پراکنده و تبدیل آن به یک بانک جامع روایت‌های بومی، معرفت‌شناختی و منسجم است. با هم‌افزایی پیشکسوتان، پژوهشگران، دانشگاهیان و  استانداردسازی علمی، بر آنیم تا صدای میراث‌داران این سرزمین را با بهترین کیفیت تصویری و پژوهشی ماندگار سازیم؛ چراکه حفاظت واقعی از ریشه‌ها و اصالت در گرو ثبت بی‌کم‌وکاست حافظه تاریخی است.
انتهای پیام/

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا