حوادث

من مینا ۱۹ ساله ام در باغ متروکه راه فراری نداشتم + سرنوشت دختری که نزد روانشناس بالینی رفت

به گزارش به گزارش پایگاه خبری گیلان ۷۲۴، من مینا هستم ۱۹ ساله آمده از وقتی یادم می آید پدرو مادرم باهم دعوت داشتند آنها  ازدواج فامیلی داشتند. سوم راهنمایی بود و که مجبور شدم ترک تحصیل کنم پدرم هزینه هایم را تقبل نمی کرد و بابت پول همیشه در خانه با مادرم جرو بحث داشت که مادرم هم خسته شده بود و خودش هم در یک شرکت مشغول کار شد. پدر و مادرم اصلا تفاهم نداشتند و به اجبار با هم زندگی می کنند.چون ازدواج شان فامیلی بود و طلاق در فرهنگ ما بسیار بد و باعث آبرو ریزی است به ناچار این شرایط ادامه داشت…

مادرم خودش را با همکاران و محیط کار سرگرم می کردو او هم توجهی به نیاز های من نداشت درست مثل پدرم . گاهی از این وضعیت خوشحال می شدم چون کسی نبود که وقت و بی وقت گیر بدهد و مراقب رفت وآمد هایم باشد و همین باعث شد پا به مسیری بگذارم که برایم آسیب زا بود. درست همان زمانی که ترک تحصیل کردم با پسری که آشنا شدم که یک سال از من بزرگتر بود . حدود چند ماهی که با هم ارتباط داشتیم رفتارهای خطرناکی داشت مثلا چاقو کشی و به شدت پرخاشگر بود .جا و مکان با ثباتی نداشت و من کم کم از او می ترسیدم ولی جرات اتمام رابطه را نداشتم . تا اینکه یک روز درخواست غیر اخلاقی از من داشت و من همین را بهانه قرار دادم و رابطه ام را با او تمام کردم. از آن روز به بعد مدام مزاحمم می شد و تهدید می کرد و من بی توجهی می کردم .

حدود یک سالی از او خبری نبود تا اینکه فهمیدم با کس دیگری ارتباط دارد و برایم اصلا مهم نبود . بعد از مدتی که از محل کار بر میگشتم با موتور جلویم را گرفت و گفت با دوست دخترم دعوا کردم بیا سوار شو می خواهم از جلوی او رد شوم تا حرص بخورد و اذیت شود . من قبول نکردم و او به حالت تهدید و دعوا و با تهدید چاقویی که در دستش بود مجبورم کرد تا سوار شوم . از خیابان اصلی به سمت بی راهه رفت و من میخواستم خودم را پرت کنم که قسم خورد کاری ندارد و کمی بعد من را برمی گرداند. تلفن همراهم زنگ خورد و یکی از دوستان خودش گفت هر طور شده فرار کن او برایت نقشه کشیده است .  خیلی ترسیده بودم ولی نمیدانستم باید چه کار کنم . نزدیک باغ که رسید از دور چند نفر را دیدم ولی آن ها هم از دوستان خودش بودند و امیدم برای کمک را از دست دادم . وقتی پیاده ام کرد به آن ها گفت مراقب باشند و من را به جای خلوتی کشان کشان برد . نفسم بند آمده بود و قدرتی نداشتم و با وقاحت تمام می گفت هیچ کس حق ندارد دست رد به سینه ام بزند و من را آزار داد مرا سوار موتور کرد تا برگرداند و تهدید کرد که اگر کسی با خبر شود دفعه بعد خودم را می کشد . وقتی پیاده شدم خودم را به خانه رساندم پدرم از احوالاتم متوجه شد که اتفاقی افتاده ولی من گفتم با پسری که مزاحمم بودکتک کاری کردم . ترسیدم حقیقت ماجرا را بگویم چون او هم شاید حرفم را باور نکند و مرا حتما می کشد.

وقتی دختر جوان آرام تر شد برای پیگیری قانونی با پدر صحبت کردم و حقیقت را آرام آرام برایش باز گو کردم و اینکه پشت و پناه دخترش الان اوست و باید از حق اش دفاع کند .

نگاه کارشناسی: فتانه ورمزیار کارشناس و روانشناس بالینی 

با توجه به شرایط مراجعه کننده و عدم ارتباط موثر بین والدین و فرزند و عدم مهارت حل مسئله توسط فرزند باعث شده که نتواند از خود دفاع کند و تهدید ها و مزاحمت ها را با والدین خود در جریان بگذارد. عدم انسجام خانواده و نبود حمایت های مالی و عاطفی توسط والدین باعث ایجاد آسیب برای فرزندشان شده است . عدم مهارت فرزند پروری و عدم تفاهم زوجین سلسله مراتب خانواده را دچار بحران کرده است و گاهی اوقات این آسیب ها غیر قابل جبران است .

سبب شناسی( بررسی علل و عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی):

عوامل فردی:

عدم مهارت حل مسئله

افسردگی

عدم ارتباط موثر والدین با فرزند

احساس درماندگی و طردشدگی

عدم کمک گرفتن از یک متخصص

عدم حمایت مالی و عاطفی والدین

عدم مهارت ارتباطی موثر

عدم کنترل هیجانات 

عدم تفاهم سازگاری والدین

عدم آگاهی از پیامد های رفتار

عدم عزت نفس و خود کارامدی

عوامل خانوادگی:

عدم مهارت ارتباطی بین والدین

طرد شدن از طرف والدین

عدم مهارت حل مسئله

عملکرد ضعیف والدین درفرزند پروری

عدم کنترل هیجانات در مشکلات و چالش ها

عدم برقراری ارتباط موثر و حل تعارضات

سرزنشگری والدین

عوامل اجتماعی:

عدم نظارت به موقع مدارس  و آموزش و پرورش در بررسی وضعیت روانی دانش آموزان

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا