حوادث

پایان ۹ سال کابوس مرگ برای بوکسور زندانی

به گزارش به گزارش پایگاه خبری گیلان ۷۲۴، مرداد سال ۹۵ زمانی که امیر به همراه همسرش مرسده در حال عبور از پارکی در یکی از شهرستان‌های استان فارس بود، ناگهان صدای مرد جوانی را شنید که به همسرش متلک پراند.

جنایت با یک مشت

 امیر که از این ماجرا ناراحت و عصبانی شده بود، وقتی سر برگرداند چند جوان را دید که کنار هم ایستاده‌اند. او با عصبانیت به سمت آنها رفت و ناگهان با مشت به صورت یکی از آنها که تصور می‌کرد به همسرش متلک گفته، ضربه‌ای محکم کوبید.  امیر که بوکسور بود و مشت‌های آهنینی داشت، ضربه را به شقیقه پسر جوان وارد کرد و سهیل بدون آنکه فرصت یابد تا بی‌گناهی‌اش را ثابت کند، نقش بر زمین شد و جان باخت.
 گزارش این قتل بلافاصله به پلیس اعلام شد. دقایقی بعد تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند و در تحقیقات میدانی مشخص شد کسی که متلک گفته مقتول نبوده، بلکه یکی از دوستان سهیل بوده و در این ماجرا پسر جوان بی‌گناه به قتل رسیده است.
امیر در همان صحنه قتل بازداشت شد و با تکمیل تحقیقات، پرونده او برای صدور حکم به دادگاه کیفری رفت.

درخواست قصاص

امیر وقتی در دادگاه پای میز محاکمه رفت به اولیای دم گفت:«لطفاً مرا اعدام کنید. در تمام مدتی که در زندان بودم لحظه‌ای آرامش نداشتم. من یک بی‌گناه را به قتل رسانده‌ام. هرگز تصور نمی‌کردم با ضربات مشت، جان کسی را بگیرم، لطفاً مرا قصاص کنید تا از این کابوس نجات یابم.» با توجه به درخواست پدر و مادر مقتول برای قصاص قاتل فرزندشان، اعترافات متهم و مدارک موجود در پرونده، حکم مرگ برای تازه‌داماد صادر شد. با تأیید این حکم در دیوان‌عالی کشور، پرونده برای اجرا به دادسرا رفت. امیر یک‌بار پای چوبه دار برده شد اما با کمک واحد صلح و سازش دادسرا و خیرین موفق شد از اولیای دم مهلت بگیرد. زمانی که برای دومین‌بار نامش در لیست قرار گرفت و تاریخ اجرای حکم مشخص شد، اتفاق عجیبی رخ داد که دوباره مسیر زندگی او را تغییر داد. پدر و مادر سهیل با مراجعه به دادسرا از قصاص قاتل فرزندشان به یک شرط معنوی گذشت کردند

شرطی برای بخشش

مادر سهیل گفت:«می‌دانم که دیگر پسرم زنده نمی‌شود. اجرای حکم قصاص امیر هم در زنده شدن پسرم بی‌نتیجه است. زمانی که متوجه شدم امیر در زندان کارهای خداپسندانه انجام می‌دهد و از همان روز اول ابراز پشیمانی کرد و گفت به اشتباه پسرم را کشته است، تصمیم گرفتیم از قصاص گذشت کنیم اما به یک شرط؛ او باید هزینه درمان و نگهداری از ۵ کودک معلول را که در مرکز توانبخشی زندگی می‌کنند تا آخر عمرشان پرداخت کند.» به دنبال اعلام این شرط و قبول آن از سوی امیر، وی با گذشت ۹ سال از این حادثه آزاد شد و زندگی جدیدی را آغاز کرد.

سوالات متداول درباره این پرونده 

۱ ماجرای قتل چگونه رخ داد

امیر هنگام عبور از پارک با شنیدن متلکی که تصور می‌کرد خطاب به همسرش است عصبانی شد و با مشت به یکی از جوانان ضربه زد که باعث مرگ او شد

۲ آیا مقتول همان فردی بود که متلک گفته بود

خیر در تحقیقات مشخص شد فردی که متلک گفته شخص دیگری بوده و مقتول نقشی در این موضوع نداشته است

۳ علت مرگ چه بود

ضربه مشت سنگین به شقیقه باعث آسیب شدید و مرگ جوان شد

۴ حکم اولیه دادگاه چه بود

با توجه به درخواست اولیای دم و اعتراف متهم حکم قصاص نفس صادر شد

۵ آیا حکم در دیوان عالی کشور تأیید شد

بله حکم قصاص پس از بررسی در دیوان عالی کشور تأیید شد و برای اجرا به دادسرا رفت

۶ متهم چند سال در زندان بود

امیر حدود ۹ سال در زندان بود و در این مدت چند بار در آستانه اجرای حکم قرار گرفت

۷ چرا اجرای حکم متوقف شد

با تلاش واحد صلح و سازش و خیرین به او مهلت داده شد و در نهایت اولیای دم تصمیم به گذشت گرفتند

۸ شرط خانواده مقتول برای بخشش چه بود

آنها شرط کردند امیر هزینه درمان و نگهداری پنج کودک معلول در یک مرکز توانبخشی را تا پایان عمرشان پرداخت کند

۹ آیا متهم این شرط را پذیرفت

بله او این شرط معنوی را پذیرفت و متعهد به اجرای آن شد

۱۰ سرانجام پرونده چه شد

با اعلام گذشت اولیای دم و پذیرش شرط تعیین شده امیر پس از ۹ سال از زندان آزاد شد و زندگی جدیدی را آغاز کرد

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا