
دختر تهرانی در زندان عاشق همسلولی برادرش شد / وقتی دوست پسرم آزاد شد عضو باند سرقت شدم
به گزارش به گزارش پایگاه خبری گیلان 724، چندی قبل، وقوع سرقتهای سریالی از خانههای مناطق شمال و غرب تهران به پلیس گزارش شد. بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته و تحقیقات میدانی نشان داد سارقان سه مرد و یک زن بودند که با پوشاندن چهرههای خود و تخریب در ورودی منازل، دست به سرقت میزدند.
با وجود آنکه در مراحل اولیه تحقیقات، سرنخ مشخصی از اعضای این باند به دست نیامده بود، در یکی از صحنههای سرقت، اثری از انگشت یکی از متهمان کشف شد که هویت او را فاش کرد. بررسیها نشان داد این اثر متعلق به سارق سابقهداری معروف به «ناصر گربه» است؛ فردی که پیش از این نیز هفت بار به اتهام سرقت از منازل در تهران دستگیر شده بود.
پس از شناسایی، ناصر گربه بازداشت شد. او در ابتدا منکر ارتکاب سرقتها بود، اما در ادامه و در مواجهه با مستندات پلیس، به انجام سرقتهای سریالی با همدستی دختر مورد علاقهاش به نام نسترن و دو نفر دیگر اعتراف کرد.
با شناسایی سایر اعضای باند، نسترن و دو همدست دیگر نیز دستگیر شدند و به مشارکت در سرقتها اعتراف کردند. تحقیقات برای شناسایی دیگر مالباختگان احتمالی این باند همچنان ادامه دارد.
آشنایی پشت میلههای زندان
نسترن، 35 ساله و یکی از اعضای این باند، درباره نحوه آشنایی خود با ناصر گفت: «برادرم به اتهام سرقت در زندان بود. برای ملاقاتش به زندان میرفتم و همانجا با ناصر که همسلولی برادرم بود آشنا شدم. این آشنایی به مرور به یک رابطه عاطفی تبدیل شد.»
او درباره اینکه با وجود اطلاع از سابقه سرقت ناصر چرا به او علاقهمند شده بود، گفت: «ناصر مدام میگفت از سرقت و خلاف خسته شده و میخواهد زندگی جدیدی را شروع کند. از آینده مشترکمان حرف میزد و همین حرفها باعث شد به او اعتماد کنم و امیدوار شوم.»
نسترن درباره علت ورودش به باند سرقت اظهار کرد: «برای شروع زندگی مشترک به پول نیاز داشتیم. ناصر پیشنهاد داد در چند سرقت همراهش باشم تا هزینه عروسی و تهیه جهیزیه را فراهم کنیم. او قول داده بود بعد از آن دیگر سراغ سرقت نرود.»
این زن جوان در پاسخ به اینکه آیا سابقه خلاف در خانوادهاش وجود داشته است، گفت: «خیر. خانوادهام همگی تحصیلکرده هستند. برادر بزرگم تحصیلات عالیه دارد و تدریس میکند، اما برادر کوچکم به خاطر دوستی با افراد ناباب معتاد شد و به همین دلیل هم به زندان افتاد. من هم فریب خوردم و حالا از کاری که انجام دادهام به شدت پشیمان هستم.»
او درباره نقش خود در سرقتها نیز توضیح داد: «اوایل از حضور در سرقتها میترسیدم، اما ناصر همه چیز را به من یاد داد. میگفت حضور یک زن باعث میشود اگر هنگام حمل اموال سرقتی با پلیس روبهرو شویم، کمتر جلب توجه کنیم. به همین دلیل بیشتر نقش زاغزن را داشتم.»
نسترن درباره لقب «ناصر گربه» گفت: «او به خاطر توانایی بالایش در بالا رفتن از دیوارها و ورود به ساختمانها این لقب را گرفته بود. بدن ورزیدهای داشت و مانند یک ورزشکار از هر مانعی عبور میکرد.»
او در پایان درباره شیوه سرقتهای این باند گفت: «روش پیچیدهای نداشتیم. در خیابانها پرسه میزدیم و خانههایی را که چراغهایشان خاموش بود زیر نظر میگرفتیم. ابتدا زنگ همان واحد را میزدیم و اگر کسی پاسخ میداد، بهانهای میآوردم و نام فرد دیگری را میگفتم. اگر پاسخی دریافت نمیکردیم، زنگ واحدهای دیگر را میزدیم و با این ادعا که همسایه هستیم و کلیدمان را جا گذاشتهایم، از ساکنان میخواستیم در ورودی را باز کنند. پس از ورود به ساختمان، ناصر و همدستانش درِ واحد را تخریب کرده و فقط اموال باارزش را سرقت میکردند.
پایان خبر / به گزارش پایگاه خبری گیلان 724 / کدخبر 1231733
