
«دور دور پیاده» در سنایی
به گزارش پایگاه خبری گیلان 724،
اقتصادآنلاین تغییر چهره خیابان سنایی و حاشیههای تازه آن را بررسی میکند؛
اقتصادآنلاین: یک سر خیابان را میگیرند، تا انتهایش قدم میزنند و دوباره برمیگردند. بعضیها قهوهای در دست دارند، بعضی کنار کافهها ایستادهاند و گروهی هم شاید هیچ مقصد مشخصی نداشته باشند. خیابان سنایی در یک سال گذشته آرامآرام از معبری که بیشتر محل عبور و کسبوکارهای محلی بود، به جایی برای ماندن هم تبدیل شده است. برای این تغییر حالا یک تعبیر تازه هم پیدا شده است؛ «دور دور پیاده.»
مسکن و شهری، بهشاد بهرامی: علی رفیعی، رئیس پلیس نظارت بر اماکن عمومی تهران بزرگ، در اظهارات روز گذشته خود دو خیابان سنایی و ایرانشهر را مکان «دور دور پیاده» توصیف کرده است. او درباره بخشی از جوانانی که در این خیابانها رفتوآمد میکنند، گفته است فرد از ابتدای خیابان تا انتهای آن میرود و دوباره بازمیگردد و حتی اگر از او پرسیده شود برای چه به آنجا آمده، ممکن است خودش هم نداند.
تعداد بازدید : 0
این توصیف، اما یک پرسش فراتر از وضعیت چند کافه در مرکز تهران ایجاد میکند: آیا حضور در خیابان لزوما باید مقصد و دلیلی مشخص داشته باشد؟ و اگر مردم خیابانی را برای قدمزدن، ملاقات و مکث انتخاب کردند، این اتفاق مسالهای برای شهر است یا نشانه تغییر کارکرد آن؟
سنایی چگونه تغییر کرد؟
در یک سال گذشته، افزایش تعداد کافهها بخشی از چهره خیابان سنایی را تغییر داده است. مغازههایی که زمانی کارکردهای محلی دیگری داشتند، جای خود را به کافهها و کسبوکارهایی دادهاند که مشتری آنها فقط برای خرید وارد مغازه نمیشود؛ حضور مشتریان به فضای مقابل واحدها و در مواردی به پیادهرو کشیده شده و همین اتفاق، جمعیت بیشتری را به خیابان آورده است.
این تغییر بدون اصطکاک هم نبوده است. ۲۹ تیر امسال هفت کافه در محدوده سنایی و ایرانشهر همزمان پلمب شدند و چند روز بعد با گرفتن تعهدهایی از جمله درباره جلوگیری از تجمع مشتریان در پیادهرو و خیابان فعالیتشان را از سر گرفتند. پس از آن نیز جمعآوری برخی نیمکتها و تغییراتی در فضای مقابل کافهها خبرساز شد.
اما اظهارات تازه پلیس، بحث را از فعالیت خود کافهها فراتر برده و به حضور مردم در خیابان رسانده است.
البته بخشی از مسالهای که پلیس مطرح میکند مستقیما به حق عبور شهروندان مربوط است. رفیعی از خدماترسانی برخی کافهها در پیادهرو و بساطگستری بهعنوان عوامل شلوغی یاد کرده و گفته است پلیس و شهرداری برای مقابله با سد معبر طرح مشترک اجرا کردهاند.

اگر میز و صندلی یک کافه یا تجمع مقابل آن راه عبور یک عابر، سالمند یا فرد دارای ویلچر را ببندد، مساله روشن است: بخشی از فضای عمومی عملا از دسترس دیگران خارج شده است. اما آیا قدمزدن و مکثکردن مردم در همان خیابان را هم میتوان با همین تعریف توضیح داد؟
وقتی خانه کوچک میشود، زندگی به خیابان میآید
حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس شهری در گفتوگو با اقتصادآنلاین معتقد است برای فهم آنچه در سنایی اتفاق افتاده، باید از خود خیابان فاصله گرفت و به تغییراتی نگاه کرد که در شیوه زندگی شهری رخ داده است.
او میگوید بسیاری از شهرهای جهان بخشی از الگوهای کلاسیک زندگی و اشتغال خود را از دست دادهاند. خانههای حیاطدار جای خود را به آپارتمانهای کوچک دادهاند، خانوادهها کوچکتر شدهاند و تکزیستی افزایش پیدا کرده است. همزمان با این تحولات، شکل کسبوکارهای شهری نیز تغییر کرده و بهویژه پس از همهگیری کرونا، بسیاری از شهرها به دنبال بازگرداندن رونق به فضاهای شهری رفتهاند.
از این منظر، اتفاق سنایی فقط زیادشدن چند کافه نیست. بخشی از فعالیت اجتماعی که پیشتر امکان داشت در خانه یا محیطهای خصوصی اتفاق بیفتد، حالا جایی در بیرون از خانه میخواهد.

ایمانی جاجرمی میگوید: شکلگیری فضایی که شهروندان بتوانند در آن مکث کنند، فینفسه اتفاق مثبتی است؛ هرچند این به معنای نادیده گرفتن مشکلات احتمالی سنایی نیست. افزایش ترافیک یا تمرکز بیش از اندازه کسبوکارها میتواند برای خیابان سوءکارکرد ایجاد کند، اما از نگاه او این مشکلات را باید از اصل حضور شهروندان جدا کرد.
به گفته او، گروههای مختلف جامعه متناسب با طبقه و تعلقات اجتماعی خود تلاش میکنند گوشهای از شهر را برای حضور پیدا کنند و نمیتوان امکان دسترسی آنها به شهر را از بین برد.
مکث، فقط یک رفتار اجتماعی نیست
این تغییر یک سوی اقتصادی هم دارد. در اقتصاد شهری، خیابانی که مردم در آن بیشتر میمانند فقط فضای عمومی زندهتری نیست؛ میتواند مشتری بیشتری هم برای کسبوکارهای اطراف ایجاد کند. تجربه شهرهای دیگر این رابطه را تا حدی قابل اندازهگیری کرده است.
در طرح «خیابانهای باز» نیویورک، تبدیل ۱۱ بلوک به فضای پیادهمحور در یک دوره مشخص، براساس مطالعه مسترکارت با ۶.۶ درصد افزایش هزینهکرد و ۱۳.۹ درصد افزایش تعداد تراکنشها در کسبوکارهای آن محدوده نسبت به بلوکهای مشابه همراه شد.
در مطالعه دیگری از اداره حملونقل نیویورک نیز بهسازی پیادهمحور در یک محدوده با رشد ۴۸ درصدی فروش خردهفروشی همراه بود؛ هرچند جداکردن اثر طراحی خیابان از سایر عوامل اقتصادی ساده نیست. این اعداد را نمیتوان مستقیما به سنایی تعمیم داد، اما یک نکته را روشن میکند که مکث و قدمزدن در خیابان میتواند بخشی از اقتصاد همان خیابان باشد، نه صرفا مانعی در مسیر عبور.
یک خیابان میتواند مقصد باشد؟
همین نقطه، دو برداشت متفاوت از سنایی را مقابل یکدیگر قرار میدهد.
در یک برداشت، خیابان در درجه اول معبر است؛ جایی که باید بتوان از آن عبور کرد و تجمع بیش از اندازه میتواند کارکردش را مختل کند. در برداشت دیگر، خیابان بخشی از فضای عمومی شهر است و قدمزدن، دیدن دیگران، قرارگرفتن در جمع و حتی بیهدف چرخیدن نیز میتواند یکی از کارکردهای آن باشد.
ایمانی جاجرمی تغییر کارکرد سنایی را به خودی خود «اختلال در کارکرد خیابان» نمیداند. به گفته او، وقتی نقطهای از شهر از نظر اقتصاد شهری رونق میگیرد و شهروندان آن را برای حضور انتخاب میکنند، معمولا مدیران شهری تلاش میکنند زیرساخت لازم را فراهم کنند تا عوارض این رونق کاهش پیدا کند.
نمونه مشابه را میتوان در شهرک اکباتان دید؛ جایی که تمرکز کافهها در بخشهایی از آن، فضایی برای حضور و ملاقات گروههایی از شهروندان ایجاد کرده است. از نگاه ایمانی جاجرمی، چنین پدیدههایی خبر از نیازی بزرگتر میدهند و آن اینکه گروههای جوان، متناسب با شرایط تازه کاری، تحصیلی و سکونتی، به دنبال فضاهایی برای حضور اجتماعی هستند.
کافهها در این چارچوب فقط کسبوکار فروش غذا و نوشیدنی نیستند. ایمانی جاجرمی آنها را در حوزه «کسبوکارهای اجتماعی» قرار میدهد؛ واحدهایی که علاوه بر فعالیت اقتصادی، در شکلگیری روابط و حضور اجتماعی در شهر نقش پیدا میکنند.
مساله سنایی شاید جای دیگری باشد
این نگاه البته به معنای رهاکردن خیابان به حال خود نیست. ایمانی جاجرمی معتقد است مدیریت شهری میتواند مشکلات چنین کسبوکارهایی را مطالعه کند؛ از مسائل بهداشتی و رفتوآمد گرفته تا موضوعات اقتصادی و مالیاتی. حتی شهروندان و صاحبان کسبوکار نیز میتوانند در تصمیمگیری درباره نحوه استفاده از این فضا مشارکت داده شوند.
این همان نقطهای است که بحث سنایی را از دوگانه ساده «کافه یا پلیس» خارج میکند.
ممکن است خیابانی که برای حجم مشخصی از عبور طراحی شده، حالا جمعیتی بیش از گذشته داشته باشد. ممکن است عرض پیادهرو برای همزمانی میزهای کافه، عابران و جمعیت ایستاده کافی نباشد. ساکنان نیز حق دارند از دسترسی به خانه، آرامش محله و معبر بدون مانع برخوردار باشند. همانطور که افراد دارای معلولیت، سالمندان و دیگر عابران حق دارند بدون مانع از پیادهرو استفاده کنند.
اما هیچکدام از این مسائل الزاما به این معنا نیست که خودِ ماندن در خیابان مساله است.
از نگاه کارشناسان شهری شاید سنایی پیش از آنکه با مساله «دور دور پیاده» روبهرو شده باشد، با مسالهای متفاوت مواجه است. به این معناکه کارکرد خیابان سریعتر از کالبد و مدیریت آن تغییر کرده است. مردم جایی را که زمانی بیشتر مسیر عبور بود به مقصد تبدیل کردهاند، اما پیادهرو، مقررات فعالیت کافهها و شیوه مدیریت خیابان هنوز متناسب با این نقش تازه تغییر نکرده است.
در این صورت پرسش اصلی دیگر این نیست که چرا جوانی از ابتدای سنایی تا انتهای آن قدم میزند و دوباره برمیگردد. پرسش این است که شهری با میلیونها ساکن، وقتی شهروندانش جایی را برای مکث و حضور پیدا میکنند، با آنها چه میکند؛ آنها را از حرکت بازمیدارد یا برای ماندنشان جا باز میکند؟
منبع: اقتصاد آنلاین



