
خبر مهم کالابرگی / تکلیف پرداخت پول کالابرگ مشخص شد
به گزارش پایگاه خبری گیلان 724،
اقتصادآنلاین: با وجود تخصیص ۹۹۶ همت اعتبار به کالابرگ در سال ۱۴۰۵، مطالبات فروشگاهها همچنان در انتظار تسویه است و سهم فروشگاههای زنجیرهای از خریدها حدود ۲۰ درصد اعلام شده است.
کالابرگ الکترونیکی در سال ۱۴۰۵ به یکی از مهمترین ابزارهای حمایت معیشتی دولت تبدیل شده است؛ ابزاری که کارآمدی آن را نمیتوان تنها با تعداد خانوارهای مشمول، میزان اعتبار تخصیصیافته یا شمار فروشگاههای متصل به سامانه سنجید. پرسش اصلی این است که چه میزان از منابع اختصاصیافته به این طرح به خرید واقعی کالاهای ضروری تبدیل شده و فروشگاههای زنجیرهای و واحدهای صنفی خرد در تأمین سبد مصرفی خانوارها چه سهمی داشتهاند؟
بررسی آمارهای منتشرشده از سوی مسئولان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشان میدهد که با وجود گسترش زیرساختهای طرح و مشارکت گسترده خانوارها، شبکه گسترده پذیرندگان شامل فروشگاههای زنجیرهای و واحدهای صنفی خرد توانسته است نقش مهمی در توزیع کالاهای اساسی و افزایش دسترسی خانوارها به سبد کالابرگی ایفا کند. در این میان، فروشگاههای زنجیرهای با برخورداری از شبکه تأمین منسجم، تنوع کالا و امکان مدیریت متمرکز موجودی، در کنار فروشگاههای خرد و محلی، یکی از اجزای مهم این شبکه توزیع محسوب میشوند.
از اعتبار تخصیصیافته تا خرید واقعی؛ کالابرگ در نیمه نخست ۱۴۰۵ چه عملکردی داشته است؟
در قانون بودجه سال ۱۴۰۵، مبلغ ۹۹۶ هزار میلیارد تومان، معادل ۹۹۶ همت، برای طرح کالابرگ در نظر گرفته شده است. این رقم بیانگر اعتبار پیشبینیشده برای کل سال است و نباید آن را با میزان پرداختشده، اعتبار مصرفشده یا سهم فروشگاههای زنجیرهای در ششماهه نخست یکسان دانست.
از سوی دیگر، گزارشهای منتشرشده از عملکرد چهار ماه نخست سال حاکی از آن است که از مجموع ۸۶ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر مشمول کالابرگ، ۹۸ درصد دستکم از اعتبار خود استفاده کردهاند. همچنین حدود ۳۲۶ همت اعتبار در این دوره مصرف شده است؛ رقمی که در گزارشهای منتشرشده در مقایسه با اعتبار پیشبینیشده ۳۴۶ همتی برای همان دوره قرار گرفته است. به این ترتیب، نسبت اعتبار مصرفشده به رقم پیشبینیشده در این مقایسه حدود ۹۴.۲ درصد است. این نسبت، شاخصی از میزان مصرف اعتبار در دوره مورد اشاره است و نشان میدهد بخش قابل توجهی از منابع پیشبینیشده در این دوره به خرید واقعی تبدیل شده است.
اهمیت این تفاوت در آن است که استفاده از کالابرگ لزوما به معنای تأمین کامل نیازهای ضروری نیست. ممکن است خانواری اعتبار خود را مصرف کرده باشد، اما همچنان برای تهیه بخشی از مواد غذایی مورد نیاز به منابع مالی دیگری وابسته باشد. از سوی دیگر، میزان استفاده بالا از اعتبار نشاندهنده آن است که شبکه توزیع و پذیرندگان طرح توانستهاند امکان تبدیل بخش قابل توجهی از اعتبار حمایتی به خرید واقعی را فراهم کنند. بنابراین، نرخ مشارکت ۹۸ درصدی را باید در کنار میزان خرید واقعی، ترکیب کالاهای خریداریشده و تغییرات قدرت خرید خانوارها بررسی کرد.
در این میان، کالابرگ در نیمه نخست سال ۱۴۰۵ با هدف پشتیبانی از خرید کالاهای اساسی و حفظ قدرت خرید خانوارها اجرا شده است. در سازوکار این طرح، اقلامی مانند برنج، روغن، مرغ، گوشت قرمز، تخممرغ، حبوبات، ماکارونی و محصولات لبنی جایگاه مهمی دارند و در مراحل جدید، دامنه کالاهای قابل خرید نیز توسعه یافته است. گسترش این سبد، به همراه افزایش تعداد پذیرندگان، زمینه انتخاب بیشتر خانوارها و استفاده آسانتر از اعتبار را فراهم کرده است.
سهم فروشگاههای زنجیرهای؛ ۲۰ درصد از خریدها در کنار ۸۰ درصد سهم واحدهای خرد
یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی عملکرد شبکه فروشگاهی، سهم گروههای مختلف پذیرنده از کل خریدهای انجامشده با کالابرگ است. براساس اظهارات رئیس اتحادیه کشوری فروشگاههای زنجیرهای، حدود ۸۰ درصد فروش کالابرگی از طریق فروشگاههای خرد و حدود ۲۰ درصد از طریق فروشگاههای زنجیرهای انجام شده است.
این آمار بیش از آنکه نشاندهنده رقابت میان دو گروه باشد، بیانگر مکمل بودن ظرفیت فروشگاههای زنجیرهای و واحدهای صنفی خرد در اجرای طرح است. فروشگاههای زنجیرهای با تکیه بر ساختار سازمانیافته، شبکه تأمین متمرکز، امکان مدیریت موجودی و تنوع محصولات، بخشی از نیاز خانوارها را پاسخ میدهند و فروشگاههای خرد نیز با حضور گسترده در محلهها و مناطق مسکونی، دسترسی نزدیک و روزمره خانوارها را تسهیل میکنند.
بنابراین، سهم ۲۰ درصدی فروشگاههای زنجیرهای را نمیتوان بهتنهایی معیاری برای ارزیابی عملکرد این بخش دانست. برای قضاوت دقیقتر، باید عواملی مانند حجم ریالی خرید، متوسط مبلغ هر تراکنش، تنوع کالاهای عرضهشده، تعداد شعب و پایانههای فعال، استمرار تأمین کالا و میزان دسترسی خانوارها به این فروشگاهها نیز در نظر گرفته شود.
این در حالی است که یکی از عوامل تأثیرگذار در اثربخشی بیشتر طرح کالابرگ و یکی از مطالبات مهم فروشندگان مشارکتکننده در این طرح، پرداخت اعتبار در موعد مقرر است. پرداخت بهموقع مطالبات، ضمن کمک به حفظ نقدینگی فروشگاهها و تداوم تأمین کالا، امکان برنامهریزی دقیقتر برای عرضه محصولات را فراهم میکند. جلوگیری از تأخیر در پرداخت مطالبات، میتواند نقش مؤثری در افزایش اعتماد و تمایل فروشندگان به مشارکت در طرح و تداوم همکاری آنها با شبکه توزیع کالابرگ داشته باشد.
به گفته سرپرست معاونت رفاه و امور اقتصادی، تعداد پایانههای فروشگاهی فعال در طرح کالابرگ از حدود ۲۶۰ هزار پایانه در آغاز اجرای سازوکار جدید به بیش از ۶۰۰ هزار پایانه افزایش یافته است. به گفته او، بخش عمده پایانههای جدید به فروشگاههای خرد اختصاص داشته است. این گسترش از یک سو دسترسی جغرافیایی مردم به شبکه پذیرندگان را افزایش میدهد و از سوی دیگر نشان میدهد که توسعه طرح، بر پایه ترکیبی از ظرفیت فروشگاههای خرد و شبکههای سازمانیافته فروشگاهی دنبال شده است.
از منظر سیاستگذاری، چنین ترکیبی میتواند یکی از نقاط قوت مهم طرح باشد. فروشگاههای خرد معمولاً به محلهها و مناطق مسکونی نزدیکترند و در بسیاری از نقاط، بهویژه مناطقی که حضور شعب بزرگ اقتصادی محدود است، نقش اصلی در تأمین خریدهای روزانه را بر عهده دارند. در مقابل، فروشگاههای زنجیرهای میتوانند با تکیه بر شبکه تأمین متمرکز، قدرت خرید عمده، مدیریت موجودی، تنوع محصولات و ساختار منسجم توزیع، بخشی از تقاضای کالابرگی را بهصورت پایدار پاسخ دهند. از این منظر، سهم هر یک از این دو گروه باید متناسب با کارکرد آنها در شبکه توزیع تحلیل شود و نمیتوان صرفاً براساس تعداد تراکنشها یا سهم از فروش، درباره میزان اثربخشی آنها قضاوت کرد.
برای مقایسه دقیق عملکرد این دو گروه باید شاخصهایی مانند متوسط مبلغ خرید کالابرگی به ازای هر پایانه، تعداد تراکنشها، تنوع اقلام عرضهشده، میزان کمبود کالا، پراکندگی جغرافیایی شعب و زمان تسویه مطالبات فروشندگان بررسی شود. همچنین لازم است مشخص شود چه بخشی از خریدهای ثبتشده در فروشگاههای زنجیرهای به کالاهای اساسی اختصاص دارد. چنین تفکیکی میتواند تصویر دقیقتری از نقش واقعی فروشگاههای زنجیرهای در تأمین سبد کالابرگی ارائه کند.
فروشگاههای زنجیرهای چقدر توانستهاند نیازهای ضروری را از طریق کالابرگ پوشش دهند؟
پاسخ به این پرسش، به تفکیک سه مفهوم وابسته است: تخصیص اعتبار، مصرف اعتبار و کفایت سبد خرید. تخصیص اعتبار نشان میدهد چه منابعی برای حمایت از خانوارها در نظر گرفته شدهاند؛ مصرف اعتبار مشخص میکند چه میزان از این منابع به خرید تبدیل شده و کفایت سبد خرید به این موضوع میپردازد که کالاهای خریداریشده تا چه اندازه نیازهای ضروری خانوار را پوشش میدهند.
در آمارهای عمومی منتشرشده درباره عملکرد کالابرگ در نیمه نخست ۱۴۰۵، اطلاعاتی درباره تعداد مشمولان، میزان مصرف اعتبار و سهم نسبی فروشگاههای خرد و زنجیرهای منتشر شده است؛ اما برای محاسبه دقیق سهم فروشگاههای زنجیرهای از کل اعتبار تخصیصیافته در ششماهه نخست، به داده تفصیلی و تجمیعشده فروش این فروشگاهها نیاز است. همچنین اطلاعات عمومی موجود برای تعیین اینکه چه درصدی از نیاز غذایی خانوارها بهطور کامل از محل خریدهای کالابرگی تأمین شده، کافی نیست. با این حال، حضور فروشگاههای زنجیرهای در شبکه کالابرگ از منظر تأمین و توزیع میتواند اهمیت قابل توجهی داشته باشد. این فروشگاهها به دلیل برخورداری از ساختار تأمین متمرکز، امکان هماهنگی موجودی در شعب و ظرفیت عرضه همزمان گروه متنوعی از کالاها، میتوانند در استمرار دسترسی خانوارها به اقلام مشمول نقش مؤثری ایفا کنند.
در این چارچوب، فروشگاههای زنجیرهای میتوانند در سه حوزه نقشآفرینی کنند: تأمین مستمر اقلام مشمول، عرضه محصولات با قیمت و کیفیت قابل مقایسه و تسهیل دسترسی به سبد متنوعتری از کالاهای ضروری. تحقق این نقشها مستلزم آن است که اطلاعات مربوط به میزان فروش کالابرگی، ترکیب کالاهای فروختهشده و تعداد تراکنشهای موفق بهصورت منظم منتشر شود. انتشار چنین دادههایی میتواند به جای تمرکز صرف بر سهم تراکنشی هر گروه، امکان ارزیابی دقیقتر نقش واقعی فروشگاههای زنجیرهای در تأمین نیاز خانوارها را فراهم کند.
سهم فروش از کالابرگ باید به شاخصی برای سنجش اثربخشی تبدیل شود
بررسی اطلاعات منتشرشده درباره کالابرگ در سال ۱۴۰۵ نشان میدهد که این طرح از نظر پوشش جمعیتی و توسعه شبکه پذیرندگان، ابعاد گستردهای پیدا کرده است. با این حال، ارزیابی عملکرد فروشگاههای زنجیرهای نباید به شمار شعب، رشد فروش عمومی یا حتی سهم آنها از تراکنشهای کالابرگی محدود بماند. مسئله اصلی این است که این فروشگاهها چه سهمی از اعتبار مصرفشده را توانستهاند جذب کنند، چه میزان از کالاهای ضروری را به دست خانوارها رساندهاند و تا چه اندازه توانستهاند دسترسی مستمر به سبد غذایی مورد نیاز را فراهم کنند. در همین حال، ارزیابی عملکرد شبکه توزیع نیز باید بر پایه مجموعهای از شاخصها انجام شود و سهم ۲۰ درصدی فروشگاههای زنجیرهای را نمیتوان بهتنهایی بهعنوان نشانه ضعف یا قوت این بخش تفسیر کرد. حجم ریالی خریدها، تعداد تراکنشها، تنوع کالا، استمرار موجودی، پوشش جغرافیایی و کیفیت خدمات از جمله عواملی هستند که میتوانند تصویر کاملتری از عملکرد هر گروه ارائه دهند.
در حال حاضر، سهم ۲۰ درصدی فروشگاههای زنجیرهای از فروش کالابرگی، در کنار سهم ۸۰ درصدی فروشگاههای خرد، بیش از هر چیز نشاندهنده ساختار چندلایه شبکه توزیع کالابرگ است؛ ساختاری که در آن فروشگاههای خرد از طریق گستردگی محلی و دسترسی نزدیک به خانوارها و فروشگاههای زنجیرهای از طریق سازمانیافتگی، ظرفیت تأمین، تنوع کالا و مدیریت متمرکز، نقشهای مکملی بر عهده دارند. از این منظر، افزایش اثربخشی طرح کالابرگ بیش از آنکه به افزایش سهم یکی از این دو گروه وابسته باشد، به تقویت همکاری میان همه پذیرندگان، پرداخت منظم مطالبات، تأمین مستمر کالا و انتشار دادههای دقیق درباره میزان و ترکیب خریدهای کالابرگی وابسته است. چنین رویکردی میتواند امکان ارزیابی واقعیتر میزان موفقیت طرح در تبدیل اعتبار حمایتی دولت به خرید کالاهای ضروری و حفظ قدرت خرید خانوارها را فراهم کند.
منبع: اتاق اصناف ایران



